صفحه اصلي   | تماس با ما   | پذيرش مقاله

 

    بررسي پديدة مهاجرتهاي تحصيلي دانشجويان/*دكتر غلامرضا ذاكرصالحي مقالات پژوهشی
دوشنبه 24/2/1386

11- تحليل پديده

اصل مسأله گرايش به تحصيلات عالي در خارج از كشور در بين جوانان ايراني انكارناپذير است. جوهرة اين مهاجرت‎ها با قصد كسب دانش و معرفت و مهارت است بنابراين جنس و ماهيت آن داراي مقبوليت اجتماعي است. انگيزه‎هاي فردي كه ممكن است كاركرد اين مهاجرت را تحريف كند مقولة ديگري است. در فرهنگ ملي و ديني ما حتي تحمل مشقت در سفرهاي علمي امري ممدوح و عامل رشد انسانها تلقي شده است.

تصميم به مهاجرت در نهايت يك تصميم فردي است كه به هر حال ممكن است متكي به اطلاعات دقيق و تخصصي از شرايط مبدأ و مقصد بويژه جاذبه‎هاي كشور مقصد نباشد. مشكل از همين نقطه آغاز مي‎شود. همين اطلاعات ناقص در كنار شور جواني و روحية جستجوگري ممكن است موج جديد مهاجرت براي تحصيل را آسيب‎زا كرده باشد. براي تحليل اين پديده مي‎توان به سه جنبه از موضوع پرداخت.

اول از جنبة اقتصادي- در اينجا بايد به «بازار آموزش عالي» اشاره كنيم كه در آن تعادل عرضه و تقاضا بهم خورده است. تقاضاي مؤثر براي آموزش عالي وجود دارد اما دسترسي به آموزش عالي و عرضه آن اندك است. مي‎دانيد كه پوشش تحصيلي در سنين 18 تا 24 سال در برخي كشورهاي صنعتي تا 45 درصد مي‎رسد اين شاخص براي ايران 20 درصد است و قرار است تا پايان برنامه چهارم توسعه به 30 درصد برسد. در بخش تقاضا نيز هرچند داوطلبان كثيري پشت درب دانشگاهها داريم اما اين تقاضا نيز منطقي نيست زيرا همة اين متقاضيان با درجات مختلف از ضريب هوشي و توان علمي متقاضي ورود به دانشگاههاي درجه يك كشور هستند و عموماً حاضر نيستند وارد آموزش‎هاي سطوح پايين‎تر مثل پداگوژي و فني و حرفه‎اي بشوند. ملاحظه مي‎كنيد كه بازار آموزش عالي در ايران از تكامل ‎يافتگي و بلوغ و ثبات لازم برخوردار نيست. علاوه بر اين در كشور برنامه بلند مدت توسعه منابع انساني نداريم و همين موضوع به اوضاع فعلي استمرار خواهد داد، زيرا معلوم نيست در آينده به چه تخصصدت تل و به چه تعداد براي چه مناصبي نياز داريم.

اين مسأله ريشة مشكل است اما در كنار آن در اقتصاد، پديدة اقتصاد شايعه (Economics of rumors) را نيز داريم و اين پديده در تهييج خانواده‎ها براي اعزام فرزندانشان به خارج از كشور بي‎تأثير نيست.

مورد سوم از جنبه‎هاي اقتصادي آنق جذب سرمايه و درآمدزايي مهاجرت دانشجويان براي كشورهاي مقصد است. حتي كشورهايي كه سنت‎هاي ديرين علمي و دانشگاهي ندارند مانند امارات متحدة عربي در سالهاي اخير گام‎هاي بلندي در اين زمينه برداشته‎اند كه براي مسئولين ما درس‎آموز است.

قريه‎المعرفه (شهر دانش) يا Knowledge village در دوبي هم‎اكنون داراي سي هزار دانشجوست كه عمدتاً غيربومي هستند و گفته مي‎شود ده درصد دانشجويان آن ايراني هستند.

جنبه دوم قضيه، فرهنگي است. نظام فرهنگي و رسانه‎اي كشور هنوز نتوانسته‎ است در اين زمينه آموزش‎هاي فرهنگي به خانواد‎ها ارائه كند. براي مثال پديدة كم حوصلگي را مي‎توان ذكر كرد. معمولاً خانواده‎ها حاضر نمي‎شوند فرزند آنها يكسال صبر كند تا سال ديگر با آمادگي بيشتر در كنكور سراسري شركت كند. لذا حاضر مي‎شوند در دانشگاهي با اعتبار كم يا دانشگاهي در خارج از كشور با هزينه‎هاي سرسام‎آور ثبت‎نام كنند. در موارد نادري مسألة تفاخر به همقطاران و يا شيفتگي نسبت به زندگي در خارج از كشور را نيز شاهديم.

جنبة سوم اجتماعي است. مدل توسعه آموزش عالي در ايران مدل فرهنگي- اجتماعي است و ريشة اقتصادي ندارد. آموزش عالي در ايران از نظر تاريخي براي پاسخگويي به نياز صنعت پا نگرفت بلكه به نوعي، نيازهاي اجتماعي جوانان و خانواده‎ها را ارضا مي‎كند و براي آنها پرستيژ و منزلت اجتماعي مي‎آورد.

در يك پژوهش پيمايشي انگيزه شركت‎كنندگان در آزمون سراسري سال 1383 سئوال شده است. پنج انگيزة مهم آنها به ترتيب اهميت عبارتند از: منزلت اجتماعي- محيط اجتماعي دانشگاه- انگيزة شغلي- علاقه تحصيلي و علمي و راه‎حل موّقت.

ملاحظه مي‎شود كه ماهيت اين گرايش بيشتر اجتماعي و فرهنگي است تا اقتصادي و 1غلي و خانواده‎ها فكر مي‎كنند كه آموزش عالي «طبقه اجتماعي» آنها را بهبود مي‎دهد و نه وضعيت معيشتي آنها را.

32- سنخ‎شناسي (تيپولوژي) دانشجويان مهاجر:

چهار دسته و تيپ عمده دانشجويان مهاجر ايراني غيربورسيه عبارتند از:

المپياديها و نخبگان- شودوبه م كه در دانشگاه مطلوب خود قبول نشده‎اند اما علاقه وافر به تحصيلات دارند- افرادي كه اصولاً برنامة اقامت دارند مانند فرزندان اقشار ثروتمند جامعه دسته چهارم فرزندان مأموران دولتي مقيم خارج از كشور هستند. به نظر مي‎رسد بيشترين فشار اقتصادي و اجتماعي متوجه دسته دوم است كه اميد است با لايحة جديد كنكور و افزايش ظرفيت پذيرش دانشگاهها و اقداماتي از اين دست اين مشكل به تدريج حل شود.

3- راهكارها:

راه كار اصلي مشكل حاضر، افزايش تنوع دسترسي به آموزش عالي براي همة داوطلبان با توجه به بنية علمي و شرايط اجتماعي- اقتصادي آنهاست.

اين راهكار كه در برنامه سوم و چهارم توسعه هم تكليف شده است نبايد با مقولة تنوع منابع درآمدي دانشگاهها خلط شود. متأسفانه مديريت‎هاي دانشگاهي گاهي اين دو راهكار را با هم يكسان تلقي كرده‎اند و با سرعت به پولي كردن آموزشهايي پرداخته‎اند كه تاكنون رايگان بوده است. از طرف ديگر بايد توجه داشت كه تنوع دسترسي به دنبال خود توسعة كمّي را مي‎آورد. اما به همان نسبت كه شما توسعة كمّي مي‎دهيد بايد به مقولة كيفيت اهتمام كنيد. در شرايط فعلي تعبية سيستم‎هاي ارزيابي و تضمين كيفيت پا به پاي توسعة كمّي دانشگاهها از ضروريات است.

راهكار ديگر اين است كه توسعة آموزش عالي همزمان از دو عامل برنامه‎ريزي كلان ملي و نيروي بازار تأثير بپذيرد. (كه در هر دو جنبه ضعف داريم)

ايجاد تعادل بين رشته‎ها و اولويت‎دار كردن رشته‎هاي مورد نياز بازار نيز اولويت دارد. وقتي بازار آموزش عالي شكل نگرفته يا غيرشفاف است، ضرورت برنامه‎ريزي نيروي انساني متخصص دو3چندان مي‎شود.

همچنين در وضعيت فعلي استمرار حمايت مالي دولت از دانشگاهها حياتي است چون دولت بايد به سيل تقاضاي اجتماعي پاسخ مثبت دهد. استقلال دانشگاهها كه در مادة 49 برنامه چهارم توسعه آمده است نبايد به معناي كاهش حمايت دولت از دانشگاهها تفسير و تعبير شود. در اين ماده قرار است فقط دانشگاهها از ديوان‎سالاري دولتي جدا شوند.

ارائه اطلاعات به موقع و روزآمد به خانواده‎ها در مورد كيفيت آموزشهاي دانشگاهي در داخل و خارج از كشور و پرهيز دادن آنها از شيفتگي در مقابل برخي جاذبه‎هاي كاذب و ياوعده‎هاي دروغين مؤسسات اعزام دانشجو نيز در منطقي كردن تصميمات خانواده‎ها تأثير مثبت دارد.

*عضو هيات علمي موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي

 

 
 

 
نام :

ايميل:
نظرات:

 
 
 
 

 


سند چشم انداز برنامه بيست ساله

قانون برنامه چهارم توسعه

برنامه پيشنهادی برای وزارت علوم، تحقيقات و فناوری

نظر شما راجع به کیفیت و جذابیت مطالب این شماره خبر نامه چیست؟



 

 

همه پيوندها

 

تمامي حقوق مادي و معنوي اين اثر متعلق به موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي مي باشد.